سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

75

طب در دوره صفويه ( فارسى )

بود كه در آن دوره خود را « طبيب » مىناميد . او ضمن تحصيلات پزشكى خود مطالبى نيز راجع به چشم‌پزشكى مىآموخت و مىتوانست جراحىهاى كوچك را هم روى چشم انجام بدهد . طبيب را بايد معادل « پزشك عمومى » زمان حاضر به حساب آورد او هم‌چنين مىتوانست مرهم ، قطره و گرد نيز درست كند و قادر بود كه بيمارىهاى معمولى چشم را تشخيص داده و درمان نمايد و حتى مىبايست مىتوانست سبل و ناخنك و آب آوردن چشم و گل‌مژه را هم درمان كند . برطبق نوشته‌هاى بهاء الدوله يك نوع ورم ملتحمه حاد وجود داشت كه درمان آن اختصاصا در حيطه شايستگى طبيب قرار مىگرفت و او آن را وردنيخ « 8 » ناميده است ( اين عارضه را مترجمان قانون ابن سينا به لاتين Chimosis ترجمه كرده‌اند ) . بهاء الدوله مىنويسد : « . . . و چون از مادهء گرم افتاده باشد در خون بيرون كردن بايد كوشيد به فصد قيفال و حجامت نقره پس سر ، چنان كه تيغ دراز زدن بيشتر فرو برند از قاعده يا ماده بيشتر كشيده شود به حجامت هر دو كتف ، و علق افكندن بر پيشانى و فصد شريان صدعى و بريدن آن و داغ كردن بس نافع آيد و طريق آن آن است كه پوست را از بالاى آن شق كنند و دو طرف شريان را از محل قطع با ابريشم باريك محكم ببندند و ميانگاه را قطع كنند و ضماد گشنيز سبز و زردهء تخم مرغ و اندك زعفران جمله به هم سائيده و به آتش گرم كرده نهادن مفيد باشد و اگر عنب الثعلب داخل سازند انفع باشد و موش شب‌پر را شكم شكافته گرم بر آن بستن نافع آيد » « 9 » اين راهى است كه بهاء الدوله پيشنهاد مىنمايد ، راهى كه براى درمان ورم ملتحمه قدرى شديد و حاد به نظر مىآيد و انجام آن براى يك طبيب معمولى چندان آسان نمىباشد . و بالاخره گروه سوم ، يعنى بيماران ثروتمند و يا خوش‌اقبال مىتوانستند براى درمان چشم بيمار خود به متخصص رجوع كنند ، مردى كه اوقات خود را فقط صرف درمان بيمارىهاى چشم مىنمود ، در كار خود تبحر داشت و در انجام حرفه خويش تخصص پيدا كرده بود . تحصيلات اساسى اين شخص محدود به رشته تخصصىاش بود و من تصور نمىكنم كه او مانند چشم‌پزشكان امروز مجبور بوده است كه اول در رشته طب عمومى يا جراحى به تحصيل بپردازد و سپس چشم‌پزشك بشود . اين شخص مىتوانست منحصرا به تحصيل در رشته چشم پزشكى بپردازد و به اين كار مشغول بشود . از قرن هشتم و حتى قبل از آن مقررات مربوط

--> ( 8 ) - وردنيخ . اين رمدى بود عظيم بد ، چنانچه ورم سپيد چشم بدان حد رسد كه حدقه را بپوشد و چشم بر هم نتوان نهادن ( نقل از خلاصه التجارب بايد توجه داشت كه بهاء الدوله اولين كسى نيست كه اين لغت را به كار برده است . در ذخيرهء خوارزمشاهى نيز به اين لغت برخورد مىكنيم و در اين كتاب هم حمل بر تذكره الكحالين شده است ) ( مترجم ) ( 9 ) - اين قسمت به جاى ترجمه از متن انگليسى عينا از روى نسخه خلاصه التجارب كتابخانهء مركزى دانشگاه استنساخ گرديده ( مترجم )